من تنهاتر ازهميشه
به نام تنها ترين تنهاي ها
دست من وقت نوشتن شکل اسم تو رو داره وقت خوندن صورت من خنده هاتو کم میاره عطر یاسی که تو چیدی ناز صد باغو خریده ماه کامل سر سفره گریه هامو سرکشیده ای تو دل کوک، ای خوش آهنگ تو شنیدنی ترینی من پر از هوای غربت تو هوای سرزمینی زمهریر نارفیقان خواب آزادی می بینه هجرت من وسط آب زورقی بی سرنشینه پیله بستن در دل تو کار پروانه شدن بود گرد شعله قد کشیدن رقص ناب مرد و زن بود با تو باید مثل شبنم عطر گل ها رو بغل کرد تلخی فاصله ها رو پر کندوی عسل کرد تو چه خوشرنگ و عزیزی مثل یک نت لب گیتار مثل فکر شعر تازه حدس یک گل پشت دیوار.
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









