من تنهاتر ازهميشه
به نام تنها ترين تنهاي ها
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم که از این جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت آن طفل که چون پیر از این قافله درماند وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس این قافلهء عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت رفتی و فراموش شدی از دل دنیا چون نالهء مرغی که زیاد قفسی رفت رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمدو فریاد رسی رفت این عمر سیکسایهء ما بسته به آهی است دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت تقدیم به کسی که تا دیشب در بین ما بودولی دیگه حالا نیست.... روحش شاد و یادش گرامی از دوستای عزیز خواهش می کنم برای شادی روحش فاتحه و صلوات بفرستن
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









